| تبليغات | X | |
![]() | ||
| تبليغات | X | |
![]() | ||
عن « مجالس المفيد(قدس سره) »بالإسناد عن الحسن بن عليّ(عليهما السلام) ، أنّه قال : « من أحبّنا بقلبه ونصرنا بيده ولسانه ، هو معنا في الغرفة الّتي نحن فيها ، ومن أحبّنا بقلبه و نصرنابلسانه ، فهو دون ذلك بدرجة ، ومن أحبّنا بقلبه وكفّ بيدهولسانه ، فهوفي الجنّة »
يعنى : حضرت امام حسن(عليه السلام)فرمود : هر كس ما را با قلب خودش دوست داشته و با دست و زبانش يارى كند ، او در غرفه هاى بهشتى كه ما در آن ساكنيم با ما خواهد بود ، و هر كس مارا با قلب خود دوست داشته و با زبانش يارى كند ، پس او در بهشت يك درجه پائين تر از مقام ما جاى دارد ، و هركس مارا با قلب خود دوست داشته و دست و زبانش را از ظلم بر ما باز دارد ، پس او در بهشت خواهد بود .
جگونه میتوان بدون شناخت کسی را با قلب دوست داشت؟
در مجلس عزای امام حسین (ع)بدون شناخت حضرتش وارد نشوید گریه اگر برای امور دنیایی باشد راهی به سوی کمال ندارد.
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع حقیقت ساده | لینک ثابت
دست عشق از دامن دل دور باد
می توان آیا به دل دستور داد
می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت رایادی از ساحل مباد ؟
موج را آیا توان فرمود :ایست!
باد را فرمود باید ایستاد؟
آن که دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد
خوب می دانست تیغ تیز را
در کف مستی نمی بایست داد
فرصت گذشت و حرف دل ناتمام ماند
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم....
(با کمی دقت می شه فهمید قیصر به چه چیزهایی توجه می کرد که ما از اونهاغافلیم)
شادروان قیصر امین پور
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع حقیقت ساده | لینک ثابت
|
دشت غوغا بود، غوغا بود، غوغا در غدير |
|
موج مىزد سيل مردم، مثل دريا در غدير |
|
تشنگيها بود و توفان بود و شن بود و غبار |
|
محشرى از هر چه با خود داشت صحرا، درغدير |
|
كاروان آرام و بى تشويش لنگر مىگرفت |
|
تا بگيرد كاروان سالارشان جا در غدير |
|
گردها خوابيد كم كم، كاروان خاموش شد |
|
تا پيمبر خود چه خواهد گفت آيا در غدير! |
|
تا افق انبوه مردان صحارى بود و دشت |
|
و سكوتى، تا كند آن مرد لب وا در غدير |
|
مرد اما با نگاهى گرم در چشمان شوق |
|
جستجو مىكرد محبوبش على را در غدير |
|
پس به مردان عرب فرمود:"بعد ازمن علی است |
|
هر كه من مولاى اويم اوست مولا در غدير" |
|
گردها خوابيده بود و كاروان خاموش بود |
|
خوانده مىشد انتهاى قصهي ما در غدير |
|
در شكوه كاروان آن روز با آهنگ زنگ |
|
بى گمان بارى رقم مىخورد فردا در غدير |
|
اى فراموشان باطل! سر به پايين افكنيد! |
|
چون پيمبر دست حق را برد بالا در غدير |
|
حيف! اما كاروان منزل به منزل مىگذشت |
|
كاروان مىرفت و حق مىماند تنها در غدير! السلام عليك يا سيدي و مولايي يا اميرالمومنين يا امام رحمه انظر الينا يا علي ابن ابيطالب مددي |
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع با ملکوت | لینک ثابت
نخستین شرط آسان شدن دشواریها بر انسان تصمیم و تلاش خود اوست. اگر هزار بار دعای موسی را تکرار کنی و «یَسِّرلی أمرِی» بگویی و از خداوند تقاضای آسان شدن مشکلات کار خود را بنمایی ،تا همه ی توان را برای حلّ آن مشکل به کار نگیری ، نتیجه ندارد.
امام رضا علیه السلام می فرماید :
کسی که از خداوند توفیق بخواهد ولی تلاش نکند خود را مسخره کرده است.
وقتی انسان مصمّم می شود که خود را به امواج مشکلات بزند ، بر اساس سنّت آفرینش ، خداوند دشواریها را بر او آسان می سازد.
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع حقیقت ساده | لینک ثابت
درباره وبلاگ

هر جا که رخ افروختی ای گل همانجا سوختم... گاهی میان انجمن گاهی به صحرا سوختم در مجمع روحانیان افروختم آتش به جان... در محضر لاهوتیان پروانه آسا سوختم.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
شهید آوینی
پلاك
عاشق پاییز
روز وصل
نگاه نو
حاج همت شقایق پرپر
کربلایی 110
باید پرنده تر قفسم را رها کنم
سردار عاشورایی
عرش عشق
عتیقه جات
رسانه من
محمد ابراهیم همت
مدیریت علوی
حوزه
انصارمهدی
پیوندهای روزانه
حوزه نماینگی ولایت فقیه در امور حج وزیارت
quran
طیبات(حجاب و عفاف)
یادداشتهای شخصی احمدی نژاد
علامه حسن زاده آملی
ویکی پدیا
مجموعه کتابهای استاد شهید مطهری
بانک اطلاعات نشریات کشور
Humanities
منطق
نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
طراح قالب
POWERED BY