| تبليغات | X | |
![]() | ||
| تبليغات | X | |
![]() | ||
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع عمومی | لینک ثابت
از وصایای آیت الله حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی)به فرزندش:

اگر آدمی، یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، هباءً منثوراً خواهد گردید.

بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده ام، به برکت بیداری شبهاو مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.

بدان که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده خدا می شود که به عکس اتیان مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد.
http://www.salehin.com/
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع حقیقت ساده | لینک ثابت

بشنوید ازشیخ جعفر مجتهدی
اقامت ، بیماری و ماموریت جدید
آقای مجتهدی سرانجام پس از بیست سال خانه بدوشی به امر ائمه معصومین (علیهمالسلام) به قم مشرف میشوند و در منزل وقفی بسیار محقر و سادهای ساكن میگردند كه مدتی هم حاج فخر تهرانی در یكی از اتاقهای آن خانه ساكن میشوند.
ایشان حتی در قم هم كه مأمور به اقامت میشوند از خود خانهای نداشتند و عمری را خانه بدوش و آواره سپری نموده و در این رابطه میفرمودند:
آقای مجتهدی میگفتند:
ایشان هم طبق دستور حضرت در این مدت در لباس بیماری به سر میبردند ولی همچون قبل به انجام دستورات و فرمایشات حضرات معصومین (علیهمالسلام) مشغول بوده و انجام امور را به افراد خاصی كه توفیق همنشینی با ایشان نصیبشان شده بود واگذار میكردند. اگر چه در بعضی مواقع، ایشان با نیروی معنوی از لباس بیماری خارج شده و دستورات حضرت را شخصاً اجرا مینمودند.
گاهی از اوقات ناگهان بدون هیچ مقدمهای حال آقای مجتهدی دگرگون میشد و میفرمودند:
ایشان به بیمارستان میرفتند و بیماری اشخاص را به خود میگرفتند تا آنها سالم شوند و مرخص گردند.
ایشان در طول حیات طیبه خویش بیش از پنجاه و سه مرتبه به اتاق عمل رفتند و هر بار بدون اینكه ایشان را بیهوش كنند تحت عمل جراحی قرار میگرفتند.
آیت الله سیدعبدالكریم كشمیری در این رابطه گفتند:
آقای مجتهدی میفرمودند:
آقای مجتهدی در سالهای آخر عمر شریف و پربركتشان از قم به مشهد مقدس عزیمت كرده و در جوار ملكوتی حضرت رضا (علیهالسلام) ساكن میگردند.
ایشان هنگام عزیمت به شخصی از دوستان میفرمایند:
بارها دیده میشد كه آقای مجتهدی تمام زندگیشان را یكمرتبه میبخشیدند و با فقرا تقسیم مینمودند به حدی كه كف خانه را هم جارو میكردند و خود مدتها بر روی یك تكه گونی زندگی میكرده و این امر به دفعات در زندگی این مرد الهی اتفاق افتاد و این نبود مگر سخاوت و ابیت طبع و قطع دلبستگیهای مادی.
آقای مجتهدی پس از حدود چهار سال اقامت در جوار حضرت ثامن الحجج (علیهالسلام) در تاریخ ششم ماه مبارك رمضان 1416 هـ . ق مطابق با 6/11/1374 هـ . ش هنگام ظهر روز جمعه دار فانی را وداع و روح ملكوتیشان عروج مینماید.
ایشان سه ماه قبل از فوت به چند نفر از دوستانشان كه با ایشان حشر و نشر داشتند میفرمایند:
آقای حاج فتحعلی میگفتند:
هنگامی كه آقا این مطلب را فرمودند، بی اختیار این مطلب در ذهنم خطور كرد كه آقا وصیتی نكردهاند!
به مجردی كه این فكر از خاطرم گذشت آقا فرمودند:
باز بدون اختیار این مطلب به ذهنم رسید؛ پس آقا را در كجا دفن كنیم؟ كه مجدداً آقا رو به من كرده و گفتند:
چند روز بعد از سپری شدن این مجلس مصادف بود با روز شهادت حضرت موسی بن جعفر (علیهالسلام) و آقا به همین مناسبت در منزلی كه به سر میبردند، مجلس سوگواری بر قرار مینمایند و در حین مراسم به شدت تمام گریه میكنند، این حالت تا بعد از اتمام مراسم ادامه مییابد.
به طوری كه حالشان به حدی دگرگون میشود كه ایشان را به بیمارستان صاحب الزمان (علیهالسلام) میبرند و بعد از چند روز به بیمارستان امام رضا (علیهالسلام) منتقل كرده و در اتاق (آی، سی، یو) بستری میكنند.
ایشان به مدت چهل روز در حالت كما (بیهوشی) به سر میبردند اما در خلال این مدت به صورت عجیبی حالات ظاهریشان تغییر میكرده و با اینكه بسیاری از اعضای رییسیه ایشان از كار افتاده بوده، یكمرتبه با یك حركت به حال عادی بر میگشته و مطلبی میفرمودند و مجدداً اعضاء از كار میافتاده است.
دكتر هاشمیان، رییس بیمارستان امام رضا (علیهالسلام) وخادم كشیك هشتم حضرت رضا (علیهالسلام) و آقای دكتر لطیفی نقل میكردند:
به قدری آقای مجتهدی در اثر تزكیه روح، قوی بودند كه بخش روحی ایشان بر بخش جسمشان اشراف كامل داشت، بطوری كه بارها مشاهده میكردیم ایشان به صورت اختیاری بیمار شده و باز به اراده خویش بهبود مییافتند.
هنگامی كه ایشان دركما به سر میبردند چهار علائم حتمی و حیاتی مغز، قلب، كلیه و ریهها یكی پس از دیگری از كار میافتاد اما لحظهای بعد یكمرتبه تمام اعضا شروع به كار میكرد و ایشان مطلبی میفرمودند و مجدداً حالشان وخیم میگشت.
طبق گفته همراهان ایشان، یكی از مطالبی كه در حین كما فرمودند این بود كه:
و پس از آن مجدداً در حالت كما فرو رفته و حالشان بسیار وخیم میگردد، به حدی كه دیگر قادر به تنفس نبودند.
هیأت پزشكی معالج ایشان میگویند: آقا در شرایطی به سر میبرند كه ریه از كار افتاده و به جهت تنفس دادن ایشان راهی جز اینكه گلویشان را بریده واز آنجا دستگاه مخصوص تنفس را وارد ریهها كنیم نیست.
آقای قرآن نویس كه همراه آقا بودهاند نقل میكردند:
وقتی این پیشنهاد از طرف پزشكان داده شد میخواستم بگویم خیر، اما یكمرتبه و بیاختیار گفتم بله و اجازه دادم!
به محض اینكه رضایت به این كار بر زبانم جاری شد، هر چه میخواستم ممانعت كنم، اختیار از من سلب شده بود و نمیتوانستم حرفی بزنم!!
بعد از آن به مجردی كه هیأت پزشكی با تیغ مخصوص گلوی مبارك آقا را بریدند. نور عجیب سبزرنگی اتاق را فرا گرفت و همزمان با آن، دستگاه مونیتور صوت ممتدی كشیده و سرانجام روح ملكوتی ایشان عروج نمود.
و این در حالی بود كه تمام محاسن آقا به خون گلویشان آغشته شده بود و در اینجا معنای كلام ایشان كه فرموده بودند:
عاشق اگر رنگی از معشوق نگیرد در عشق خودش صادق نیست، تحقق یافت و محاسن ایشان مانند ارباب و مولایشان حضرت ابا عبدالله الحسین (علیهالسلام) به خون گلویشان خضاب گشت...
آنگاه پیكر مطهر آقا را از بیمارستان به منزل حاج آقا رضا قرآن نویس منتقل كرده و جهت غسل دادن مهیا میكنند، اما كسی جرأت نمیكند ایشان را غسل دهد تا اینكه یكی از دوستان آقا كه شخص بسیار بزرگوار و اهل دل میباشند، گلوی آقای را كه در بیمارستان بریده شده بود شستشو میدهند ولی دیگر نمیتوانند ادامه دهند و بیاختیار دست از شستشو میكشند، تا اینكه طبق پیشگویی خود آقا، جناب آقای چایچی كه به جهت فوت ایشان از قزوین به مشهد آمده بودند از راه میرسند و ایشان را غسل میدهند.
آقای چایچی در این رابطه میگفتند:
روزی یكی از دوستان از طرف آقای مجتهدی پیامی برای من آورد كه سریعاً به قم بیایید، با شما كاری فوری دارم، بنده هم فوراً از قزوین به قم رفته و خدمت ایشان رسیدم، یكمرتبه به دلم افتاد كه آقا را به حمام ببرم، به ایشان عرض كردم آقاجان مایلید شما را به حمام ببرم؟ فرمودند: بله آقاجان؛
هنگامی كه ایشان را به حمام بردم و در حال شستن بودم، فرمودند:
عرض كردم این حرفها چیست؟ جانم بقربان شما، و بالاخره آن روز گذشت و من مجدداً به قزوین مراجعت نمودم، تا اینكه چند سال بعد خبر رسید كه آقای مجتهدی دار فانی را وداع كردهاند.
با سختی خود را به مشهد رساندم، هنگامی كه به منزل آقای قرآن نویس رفتم، دیدم همه دوستان جمع هستند ولی كسی جرأت نكرده است پیكر آقا را بشوید. همینكه چشمم به پیكر ایشان افتاد گفتم: قربانت گردم آقا جان كه چندین سال قبل، خوب امروز را میدیدید، سپس مشغول به شستشو و غسل دادن بدن ایشان شدم .
سپس پیكر شریف ایشان در میان سیل اشك و آه انبوهی از مردم عزادار و قافلهای از سوز و گداز دوستان اهل دل و مشایعت روحانیت معظم به سوی حرم مطهر حضرت رضا (علیهالسلام) تشییع شد و پس از برگزاری مراسم ویژهای، كه هنگام فوت خدام حضرت انجام میگیرد، حجت الإسلام حاج سیدحمزه موسوی بر پیكر ایشان نماز گزاردند و سرانجام در فضای روح پرور و در جوار ملكوتی حرم مطهر، پایین پای ارباب و مولایش در صحن نو (آزادی – قبل از کفشداری 9 ) حجره بیست و چهار به خاك سپرده شد كه این رزق كریم بر ارباب نعیم گوارا باد.
هم اكنون نیز مزار شریف آن بهشتی سیرت مورد زیارت مردم، علماء و اهل دل میباشد و مشتاقان طریق معرفت از روح بلند آن ملكوتی روان استمداد جسته و طلب توشه راه مینمایند.
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع | لینک ثابت

مرحوم حجت الاسلام نصیری بر این باور بود كه:
« میزان محبتی كه در قلب جناب مجتهدی نسبت به آل الله وجود دارد اگر در میان مردم تقسیم كنند همه مردم عاشق آن ذوات مقدس میگردند! »
3- بارها آقای مجتهدی بر این نكته پای میفشردند كه:
طی شود جاده صد ساله به آهی گاهی.
4- جناب ایشان اهل سلسلهای نبودند چرا كه مجذوبان سالك را با سلسله و خانقاه كاری نیست. روزی به من فرمودند كه:
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع با ملکوت | لینک ثابت
شهادت پیشواى نهم حضرت جواد الائمه علیه السلام در روز آخر ماه ذىقعده
در شهر بغداد، سال 220 اتفاق افتاد. آن بزرگوار در سن 25 سالگى توسط طاغوت
زمان خویش مسموم گردید. شهادت آن امام بزرگوار بر امت اسلامى تسلیت باد.
گوهر وجودى امام جواد علیه السلام و عسكریین(علیهماالسلام)، در بین مردم
كمتر شناخته شده و آن گونه كه از سایر ائمه علیهمالسلام و پیامبر اكرم صلی
الله علیه و آله و فاطمه زهرا علیهاالسلام و حتى بعضى از اولاد ائمه
شناخت دارند، نسبت به این سه بزرگوار معرفت ندارند، به این خاطر تمسك
و توسل كمترى به آنان دارند. با این كه ما شیعیان معتقدیم ائمه
علیهمالسلام، نور واحدند، كلامشان نور است و همه از چشمه فیاض
حق استفاده مىكنند به نظر مىرسد نمایاندن چهره واقعى این سه امام
بزرگوار مىتواند خدمتى شایان به شمار آید.
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع | لینک ثابت
هر چه که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من اندوه تر از اندوه الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سرموی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه نورم
شادروان قیصر امین پور
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع عمومی | لینک ثابت
جوی تو روان و مرا تشنگی تا کی ؟
این چه تشنگی ست؟قدح ها بینم پیاپی!
زین نادره تر که را بود هرگز حال
من تشنه وپیش من روان آب زلال
(کشف الاسرارج۵ )
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع با ملکوت | لینک ثابت
Our Lord! We have sinned against ourselves, and unless You grant us forgiveness and bestow Your mercy upon us, we shall most certainly be lost (الاعراف)
![]()
نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

هر جا که رخ افروختی ای گل همانجا سوختم... گاهی میان انجمن گاهی به صحرا سوختم در مجمع روحانیان افروختم آتش به جان... در محضر لاهوتیان پروانه آسا سوختم.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
شهید آوینی
پلاك
عاشق پاییز
روز وصل
نگاه نو
حاج همت شقایق پرپر
کربلایی 110
باید پرنده تر قفسم را رها کنم
سردار عاشورایی
عرش عشق
عتیقه جات
رسانه من
محمد ابراهیم همت
مدیریت علوی
حوزه
انصارمهدی
پیوندهای روزانه
حوزه نماینگی ولایت فقیه در امور حج وزیارت
quran
طیبات(حجاب و عفاف)
یادداشتهای شخصی احمدی نژاد
علامه حسن زاده آملی
ویکی پدیا
مجموعه کتابهای استاد شهید مطهری
بانک اطلاعات نشریات کشور
Humanities
منطق
نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
طراح قالب
POWERED BY