تبليغاتX

تبليغات X
تبليغات X

هر كه سرگردان به عالم گشت غمخواری نیافت

 

 

عکس از دوربین نت

 

به کعبه رفتم و زآنجا هوای کوی تو کردم

جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم

 

شِعار کعبه چو دیدم سیاه ، دست تمنا

دراز جانب شَعر سیاه موی تو کردم

 

چو حلقه در کعبه به صد نیاز گرفتم

دعای حلقه گیسوی مشکبوی تو کردم

 

نهاده خَلق حرم سوی کعبه روی عبادت

من از میان همه روی دل به سوی تو کردم

 

مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو کامی

 طواف و سعی که کردم به جست و جوی تو کردم

 

به موقف عرفات ایستاده خلق دعاخوان

من از دعا لب خود بسته ، گفت و گوی تو کردم

 

فتاده اهل مِنی در پی مُنی و مقاصد

چو جامی از همه فارغ من آرزوی تو کردم

 

[عبدالرحمان جامی]


 

نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع | لینک ثابت


خدایا من از بقیع و مدینه و از نظاره بر کعبه ات سیر نشدم.

ساز غم گر ترانه ای میداشت

آتش دل زبانه ای می داشت

چون زبان دل آتش افشان بود

کوه غم گر دهانه ای می داشت

کاش مرغ غریب این گلشن

الفتی با ترانه ای میداشت

گر صداقت زمانه ای می داشت

گر مزار تو بی نشان نبود

بی نشانی

 نشانه ای می داشت


 

نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع با ملکوت | لینک ثابت


سلام بر بهار

یه نکته رو برای همیشه به یاد داشته باش اگه

 

به سمت نور بری

 

سایه های پشت سرت فرار می کنن

 

شروع سال جدید رو مبدا رفتن به سوی

 

نور

 

قرار بده. باشه!

 


 

نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع حقیقت ساده | لینک ثابت


برای قاصدک سبز

تو ستاره غریبی تو شکوه باور من

شب عاشقیست یارا بنشین برابر من

تو چه کرده ای که با تو شده عشق تار و پودم

تو چه کرده ای که عمری پی تو در سجودم

تو چه کرده ای که عمری زپیت دویده ام من

به خدا قسم که با تو به خدا رسیده ام من

چه شکسته ایستادی چه شکسته تر پریدی

به طواف عاشقان حرم خدا رسیدی


 

نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع | لینک ثابت


خداوند خود برای حفاظت از رسولش و قرآن، معجزه جاوید او کافیست.

می دونید نتیجه علم بی تقوی چیست؟

چندین سال پس از انتشار "بسط تجربه نبوی"، دکتر عبدالکریم سروش اینک به بهانه بازانتشار قریب الوقوع کتابش توسط انتشارات بریل، در گفتگو با مجله ZemZem، لب لباب و عصاره صحبت‌های خود را فارغ از پیچیدگی‌های کلامی بازگو می‌کند.

بخونید تا خودتون بفهمبد!

http://www.alef.ir/content/view/21661

 به نقد هایی که در این زمینه شده توجه کنید. 

http://zionism.blogfa.com/post-235.aspx

http://www.alef.ir/content/view/22804/


 

نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع | لینک ثابت


زنجیر های اسارت را به دست خود باز کن!

گوشه ای از زندگی شیخ جعفر مجتهدی

لحظات با کندی میگذشت و دل کندن از آن همه مال و منال برای جوانی همانند من که در ابتدای راه بودم کار چندان آسانی نبود.به هر حال تصمیم خود را گرفتم و با استعانت از حضرت حق و استظهار به عنایات علی (ع) قلم به دست گرفتم و در پشت همان نامه برای برادرم نوشتم:

من در اینجا بر سر سفره توکل نشسته ام و با پای ارادت و محبت ره میسپارم و از رزق حلال نیز نصیبی دارم،من به شما وکالت میدهم تا بر مستاجرانی که در مستغلات من حضور دارند سخت نگیری و مالکیت محل های اجاره ای را به نام آنان کنی،چرا که اگر نیازمند نبودند اجاره نشینی نمیکردند و محتاج بنده خدا نمیشدند.

 پس از نوشتن این نامه و توفیق این پاکبازی تمام عیار بود که معنای واقعی حریت را در وجودم احساس کردم و بی اختیار این 2بیت رنگین خواجه شیراز را از نظر گذراندم و بر طبع قدسی او آفرین گفتم که او نیز سالها پیش از ما از همین مسیر عبور کرده بود و با بشارت های غیبی آشنا شده بود:

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود            

ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب

سروش عالم غیبم چه مژده ها دادست؟

این مسیر نازه که فرا راه من گشوده شده بود،کار سلوک را برای من

 آسانتر کرده بود چرا که انسان سبکبار به راحتی طی طریق میکند و کسی که با سنگینی خروارها مال و منال قصد طی طریق را دارد فقط خود را فریب میدهد و ستون فقرات خود را میشکند!مگر میشود در حساب بانکی یک مدعی سلوک الی الله میلیون ها تومان

 پول نقد باشد و در همسایگی او کسانی باشند که با شکم گرسنه شب خود را به روز آورند و او با این همه غفلت و بی تفاوتی مورد عنایت آل الله هم باشد؟! و به زیارت جمال نورانی حضرت ولی عصر(عج)هم نایل آید؟!کسانی که این فسانه ها را به گوش ساده دلان میخوانند و با فریب آنان بساط مرید بازی خود را پر رونق میکنند،بویی از حقیقت و محبت به مشامشان نرسیده و سقوط خویش را در ورطه مال اندوزی و هوا پرستی توجیه مینمایند!فقر کجا و مال اندوزی کجا؟!یکرنگی کجا و سالوس کجا؟! خدمت به خلق کجا و

 بر گُرده مردم سوار شدن کجا؟!آری پاسخ یک لقمه روزی حلال را نمیتوان داد چه رسد به لقمه های حرام و شبهه ناک!!!!!!!!

با وجود این که حدود6ماه از اقامت من در نجف میگذشت،هرگاه که از پیشگاه علی(ع) اجازه خواستم تا به زیارت کربلا بروم،اجازه نمیدادند و میفرمودند:جعفر تو طاقت زیارت تربت فرزندم را نداری و از شدت گریه و زاری جان خواهی داد!

میدونی الان به چی فکر می کنم ؟به اینکه ما چگونه به زیارت امام حسین علیه السلام می رویم.

اگر جان نمی دهیم و اگر زنده از زیارت سید الشهدا برمیگردیم و اگر تغییر نمی کنیم اینها همه یعنی...  


 

نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع با ملکوت | لینک ثابت


السلام علیک یا ابا عبدالله

يك اربعين نبود 
 
ما را كه غير داغ غمت‏بر جبين نبود
نگذشت لحظه‏اى كه دل ما غمين نبود
 
هرچند آسمان به صبورى چو ما نديد
ما را غمى نبود كه اندر كمين نبود
 
راهى اگر نداشت، به آزادى و اميد
رنج اسارت، اينهمه شور آفرين نبود
 
اى آفتاب محمل زينب، كسى چو من
از خرمن زيارت تو خوشه چين نبود
 
تقدير با سر تو مرا همسفر نمود
در اين سفر مقدر من غير از اين نبود
 
گر از نگاه گرم تو آتش نمى‏گرفت
در شام و كوفه خطبه من آتشين نبود
 
گر شوق سر به چوبه محمل زدن نداشت
زينب پس از تو، زينب محمل نشين نبود
 
در حيرتم كه بى‏تو چرا زنده مانده ام
عهديكه با تو بستم از اول چنين نبود
 
ده روزه فراق تو، عمرى به ما گذشت
يك عمر بود هجر تو، يك اربعين نبود


 

نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع حقیقت ساده | لینک ثابت


سفری از ظاهر به باطن

 

از بیرون به درون

جلوه ایمان در چشم آسمانیان نور است،و کفر تاریکی.یعنی که زمین در چشم

 آسمانیان ،آسمانی دیگر است که سراج منیرش انسان کامل است و تقدیر آسمانها

–با هم‍ه آن عظمت که شنیده ای - در این سیاره خام تعین می یابد. مگر نه اینکه خلیفه خدا اینجاست.عجبا!روح خدا بر خاک تعلق یافته است تا انسان خلق شود.

مگر چیست این خاک ،که شایسته تعلق روح است؛آیینه دار طلعت یار؟

خاک تمثیل فقر است و عبودیت،و آن تعلق یعنی که غنای مطلق در فقر است،و ولایت

در عبودیت؛وَ ما خَلَقت الجن و الانس الا لیعبدون .پس چون پیشانی برخاک افتاد ،کار جهان به سرانجام می رسد و سفر آسمانی زمین به مقصد می انجامد و فلکِ خلقت بر ساحل آرام ابدیت لنگر می اندازد...

برکرانه بی کران دارالقرار ،عندَ ملیک مقتدر.

اکنون سر بردار و بنشین و تشهد یخوان ، که هنگام تأمل در مقام شهود است ؛ای همنشین شاهدان!

ذلک یوم الخلود، در جنت بقای بعد از فنا.

السلام علیک ایها النبی و ....آه دریافتم، پس غایت نمار تویی!

ای مقصد سفر آسمانی،

ای روخ قبله ،ای مجمع جمیع آنچه سزاوار حمد است ،

پس غایت نماز نیز تویی!

اما طلعت الشمس باید که از از افق شب باشد،

و کعبه خانه توحید در تملک بتها.

آه از شفق...و سرخی شفق  کاه که روز به شب می رسدو خورشید حق

در افق خونین عاشورا غروب می کندو... شب آغاز می شود!

اما دل به تقدیر بسپار ،شب غشوه ای است که اختران امامت را ظاهر کند.

این سرالاسرار خلقت است و گویی تقدیر اینچنین رفته است که اسرار فاش شود ، اگرچه به بهای سر باختن حسین علیه السلام.

بگذار فاش گفته شود که آنکه مسجود ملائکه است حسین است،و آدم را ملائک از آن حیث که واسطه خلقت در حسین است سجده کردند،و این سجده ای ازلی است میزان حق ،

که ابلیس را از صف ملائک طرد می کند.

سلام بر حسین علیه اسلام.

سلام بر علمدار کربلا ابوالفضل العباس علیه سلام.

سلام برزینب سلام الله علیها

سلام بر شهدای کربلا.

و سلام بر شهدایی که کربلا سرمشق زندگی آنها بود.

شهید آوینی

 


 

نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع با ملکوت | لینک ثابت


با صالحین

آقای مجتهدی بارها بر این مطلب تأكید می‌كردند كه صرف حضور افرادی در محضر

انسان‌های وارسته و راه رفته نمی‌تواند ملاك كمال سلوكی آنها باشد،

بلكه نشان دهنده توفیقی است كه هر از گاه خداوند نصیب آنان می‌سازد

تا از مشاهده اولیای خدا به خود آیند و پا در راه خود سازی بگذارند و با تزكیه

نفس و تحمل ریاضت‌های شرعی عملاً در راه سلوك الی الله گام بردارند و می‌فرمودند:

« هر سالكی باید با پای خود این مراحل را طی كند و با پای دیگران نمی‌توان طی طریق كرد. »

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

ارزش كار برای خدا
يكی از دوستان شيخ رجبعلی خیاط از او نقل می‌كند كه فرمود:

« در مسجد جمعه تهران، شب‌ها می‌نشستم و حمد و سوره مردم را درست

می‌كردم، شبی دو بچه با هم دعوا میكردند، يكی از آن‌ها كه مغلوب شد برای

اين كه كتك نخورد آمد پهلوی من نشست، من از فرصت استفاده كردم،

حمد و سوره‌اش را پرسيدم، و اين كار آن شب، همه وقت مرا گرفت. شب بعد

درويشی نزدم آمد و گفت: من علم كيميا، سيميا، هيميا و ليميا دارم، و آماده‌ام

به شما بدهم، مشروط به اين كه ثواب كار ديشب خود را به من بدهی!

 


به او پاسخ دادم: نه! اگر اين‌ها به درد می خورد به من نمی‌دادی.»!

به نقل از سایت صالحینhttp://www.salehin.com


 

نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع با ملکوت | لینک ثابت


غم عشق

 

 

 

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

زغم های دگر غیر از غم عشقت رها کن

تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری

شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

                                                                خدایا بی پناهم،ز تو جز تو نخواهم

                                                                اگر عشقت گناه است ببین غرق گناهم

                                                                به دست یاری اگر که نگیری، تو دست دلم را دگر که بگیرد؟

                                                                به آه  و زاری ،اگر نپذیری، شکسته دلم را دگر که پذیرد؟

شادروان قیصر امین پور


 

نوشته شده توسط غزل در ساعت موضوع عمومی | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting